تبليغاتX
سلامم به گرمای دستت ای دوست.
دلم لحظه ای با دلت روبروست. بگو عاشقی تا سلامت کنم.تمام دلم را به نامت کنم
 

ما آدما خیلی وقتا خیلی چیزا یادمون نمی آد آفتابایی که فقط برای ما طلوع کردند یادمون نمی آد روزای قشنگی رو که خدا با پست سفارشی برامون می فرسته یادمون نمی آد دستای خدا رو تو طوفانای سخت زندگیمون یادمون نمی آد ....هیچی یادمون نیست ،یادمون نیست اومدیم شاد کنیم نه این که بگریونیم ،یادمون نیست که اومدیم فاصله ها رو نزدیک کنیم ،نه اینکه هر چی پیوند ه از بین ببریم ،یادمون نیست شعر زندگی مونو هنوز نخوندیم یادمون نمی آد که باید توکل کنیم ،یادمون نمی آد که باید صبر کنیم آره ،صبر ..........................

 

 وقتی ابرها شروع به باریدن کردند ،آغاز پاییز بود و من در غم رفتن تو به سوگ نشسته بودم ،آغاز پاییز برابر شد با کوچ عاشقانه تو !

رفتن تلخ که آسمان نیز خاکستری رنگ شد !

کوچ عاشقانه ای بی صدا،آرام و آهسته و البته بی بازگشت!

نمی دانم چرا و چگونه این اتفاق افتاد ؟!

ولی باز هم باور کن که هنوز در خواب و رویا به دنبال تو هستم ،هنوزم!

  

زندگی را باور کن همانگونه که هست با همه دردها و رنج هایش با همه شادی ها و غم هایش ،با همه سختی ها و غصه هایش با همه دلخوشی ها یش با همه شکست ها و پیروزی هایش و با همه خاطرات تلخ و شیرین هایش و زندگی را دوست بدار و به سرنوشت ارزش بده ،در تمام مراحل زندگی امیدوار باش و هر روز را با امید و ایمان به خداوند و فردایی بهتر به شب برسان اینگونه باش تا زندگی برایت سهل تر و زیباتر شود و یقین داشته باش که از دید خداوند پنهان نخواهی ماند.

 

 

|+| نوشته شده توسط lili در چهارشنبه ششم شهریور 1387  |
 با تشکر از لیلای عزیزم
جدايي
رد پاي عشق ديگر در نگاه او نشسته
نقش من در برکه هاي چشم او ديگر شکسته
آنکه روزي عاشقانه گرمي آغوش او بود تکيه گاه خستگي هام
ديدم آخر در نگاهش لحظه تلخ جدايي رنگ مرگ آرزو را
سر به زانو مي گذارم تا نبينم رفتنش را
آه من در سينه ام باش تا نگيري دامنش را
از نگاه من گريزان آن دو چشم پرگناهش
مي گريزد تا نبينم مرگش را در نگاهش
چشم چون آينه او آن دو چشماني که روزي
با نگاه عاشق من لحظه لحظه رو به رو بود
ديدم و باور نکردم چون غروبي سرد و سنگين
اين چنين با من غريبه خالي از هر گفتگو بود
من نمي پرسم کي آمد زير و رو شد آشيانم
او نمي خواهد بگوييد من نمي خواهم بدانم
گر پشيمان هم بيايد من نمي خواهم بماند
|+| نوشته شده توسط lili در پنجشنبه سوم مرداد 1387  |
 

مرا به جهانی فرستاده  ای

که دوری از تو در آن رنجیست

و مرا طاقت این رنج نیست

شب ها نگاهم را به آسمان میدوزم

تا ستاره ای یابم

که سخنی از تو گوید

و روزها سر به آسمان می نهم

تا پرنده ها را به تماشا نشینم

شاید چیزی از تو می گویند

همه می گویند دیوانه ام

می دانی که این گونه نیست

از ستاره ها اموخته ام

نور هدایتی باشم در تاریکی ها

و آن هنگام که روشنایی رسید

فروتنانه خاموش شوم

و پرنده ها به من آموختند

رها بودن را

و اکنون خواهانم تا تو با من به سخن نشینی

که آتش اشتیاق به وصل را دو چندان کنی

آرام جان

آرامشم را بگیر

و دریای طوفانی به دل عطا کن

تا هر لحظه در طلب یاری از تو

به یادت باشد

رنگ دل را لاله ی آتشین صحرایی ده

دل را زیبا سرایی ساز

که در آن مهربانی و عطوفت باشد

نه کینه و محنت

گام هایم را به راهت استوار ساز

اندیشه هایم را به سویت سوق ده

و زخم بال هایم را مرهم باش. 

 

وقتی که دستت را در دست فرشته ات بگذاری ،آن گاه قادر به هر کاری خواهی بود .

یادت باشد ،با ستایش خداوند،قادر خواهی بود کمک های بسیاری از او دریافت کنی .

تا به حال به چه کسی کمک کرده ای که اینک انتظار کمک داری ؟پس کمک کن ،تا به تو کمک شود.

آیا تاکنون به کسی هدیه ای داده ای تا انتظار گرفتن هدیه را داشته باشی؟!

به دیدن چه کسی رفته ای که حالا انتظار داری به دیدنت بیایند؟!

 

روباهی به تاکستانی رسید پر از انگور،انگورها از داربست آویزان بود ،روباه هر کاری کرد نتوانست به انگورها برسد برای آنکه تلافی نا امیدی اش را در بیاورد با خود گفت:عیبی ندارد این انگورها همه ترشند و خوردن ندارند.

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط lili در پنجشنبه سوم مرداد 1387  |
 
دروغ پسرانه : 1. خيلي ميخوامت(ماشاالله پسرها همه رو ميخوان) 2.هميشه به يادتم(مخصوصا موقع لالا)3.تا اخرش با هاتم(ولي از نوع بشنو باور نکن) 4.غير تو به هيچکسي فکر نميکنم(اره جون عمت) 5.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حين تلفن پشت خطي داشته باشي) 6.تا حالا با هيچ دختري انقدر صميمي نبودم(به جز اون يکي) 7.دوستت دارم(دروغ سال)که مد شده <(Anjomane hemayat Az pesaran
|+| نوشته شده توسط lili در پنجشنبه سوم مرداد 1387  |
 
ویژه خانم ها:

۱.یک ماشین توضیح دهنده به روش مناسب و با صرف کمترین هزینهو سوخت که می تواند بدون اینکه شما بخواهید ،در مورد «چطوری و کجا و به چه زبانی»تصمیم بگیرد،به همسرتان توضیح دهد که وقتی میرود ماموریت ۱۰ روزه ،چقدر زندگی بریا شما و بچه کوچکتان سخت بلکه جهنم می شود.شما می توانیداز آسمان و ریسمان  و شهلا خانم همسایه و اصغر  آقای بقال حرف بزنیداما شوهرتان اصل موضوع را البته با کمک این وسیله جادویی بفهمد!

۲.یک گردخوش پوش کننده که از سر تا پای همسرتان می ریزید و او بلافاصلهبه خوش پوش ترین شوهر دنیا تبدیل می شود .بدون اینکه لازم باشد شما اطلاعاتی در زمینه تناسب رنگ ها و جنس مرغوب پارچه ها و کفش ها و ادکلن ها به آن محفظه محدود حافظه تان اضافه کنید.

۳.وردهای جادویی به روش کلمات فشرده:با استفاده از این وردها می توانید رابطه تان را با مادر شوهر گرامی بهبود بخشید،بدون اینکه از مواضع لجبازانه تان خدای ناکرده کوتاه بیایید و لازم باشد معذرت خواهی کنید.     

|+| نوشته شده توسط lili در چهارشنبه دوم مرداد 1387  |
 
ویژه آقایان:

۱.یک دستگاه شنوای خودکار :با این وسیله جادویی ،دیگر نیازی به شنیدن و گوش دادن و تعبیر و تفسیر سخنان همسر محترمتان ندارید.دستگاه خودش می شنود،خودش سر تکان می دهدو در صورت لزوم هیجان زدهشده و ابراز احساساتنشان می دهد.!

۲.عصای جادویی برای انجام فوری تمامی وظایف خاص شما  در خانه:کارایی مثل سر به نیست کردن زباله های یک هفته گذشته،شست و شوی ماشین یا حداقل آب در فصل خشک سالی .بعد از یک ماه و نیم که از آخرین بارش باران گذشته و لکه های ان روی شیشه ماشین یادگاری گذاشته اندو...را انجام می دهد.

۳.مایعی جادویی که از کوهستان های چین و ماچین می آید و می توانیدبا ریختن آن در چای همسرتان ،تمام سوءتفاهم های موجود را بدون اینکه به آن مغز پر کارتان فشاری وارد شود و زحمتی به خودتان بدهید،برطرف کند.

|+| نوشته شده توسط lili در چهارشنبه دوم مرداد 1387  |
 

روان شناس ها می گویند لااقل ۸ نوع حس میان دو نفر می تواند شکل بگیرد که فقطاسم یکی را می شود گذاشت عشق کامل

استاد یگانه:دو تار نواز خراسانی ،در یکی از آلبوم هایش -وسط دو تار نوازی -یک حکایت عاشقانه را از دیارش نقل می کند:بگذریم از خود حکایت اما در پایان تراژیک اش،وقتی که عاشق قصه می خواهد خاک معشوق کشته شده را پیدا کند و از غریبه ای نشان می پرسد،غریبه حرف قشنگی می زند،«تو که عشق می ورزی و تو که ادعای عشق داری ،چرا از من سوال می کنی؟اگر می دانی .......عاشق حقیقی هستی.نپرسیده برو و خاکش را پیدا کن!»

حالا حکایت ماست.خیلی از ما تا حسی به یک نفر پیدا می کنیم ،فکر می کنیم که صد دل عاشق شده ایم .بدتر وقتی است که با دیدن نشانه های کوچکی فکر می کنیم دیگری عاشقمان است و بدتر تر (!)وقتی که فکر می کنیم طرف مقابل مان به خاطر نشانه هایی ،عاشق یک نفر دیگر است :ما خیلی وقت ها حس ها را با هم اشتباه می گیریم.روان شناس ها توقع ندارند که ما مثل عاشق خراسانی بتوانیم مزار معشوق مان را نپرسیده و فقط از رو ی بوی تنش پیدا کنیم .آنها عشق لیلی و مجنون را مثال نمی زنند.آنها فقط توقع دارند که عشق شما ۳ نشانه ناقابل داشته باشد .چه نشانه هایی ؟مطلب را بخوانید تا دستتان بیاید.

عشق با تمام قداستش به هر حال یک حس بشری است و مثل تمام فرایندهای ذهنی دیگر ،از زیر دست روان شناس ها در نرفته است .اصلا مشهورترین آدمی که در روان شناسی کلمه عشق را به نام او سند زده اند ،بابایی است به نام رابرت جی استرنبرگ.این آقای استرنبرگ تمام شهرتش را مدیون یک مثلث است:او یک مثلث متساوی الاضلاع کشید و روی یکی از ضلع هایش نوشت«تعهد»روی ضلع دیگر نوشت«صمیمیت»و روی ضلع آخر هم نوشت«کشش جسمی»یا«هوس».وسط مثلث هم که دیگر معلوم است نوشت عشق!خلاصه اینکه هر کس قبل از او با یک عشق مثلثی شهره عام وخاص می شد.از همان ها که در فیلم های سینمایی ما فت و فراوان است و یکی همزمان عاشق یا معشوق دو نفر است.اما او با مثلث عشقی اش مشهور شد.تمام حرف استرنبرگ این بود که اگر کسی ادعای عشق می کند به قول استاد یگانه باید هم وفادار باشد -یعنی بعد تعهد عشق را رعایت کند -هم با معشو ق اش صمیمی باشد و سفره دلش را برای او باز کند و هم معشوق برایش جذابیت جسمی داشته باشد.می توان حدس زد که ازدواجی که بخواهد با چنین حسی شکل بگیرد ،سالم تر و با دوام تر است.

استرنبرگ از هیچ کدام از این ابعاد کوتاه نمی آید و می گوید اگر هر کدام از اینها نبود ،عشق دیگر عشق تمام عیار و کامل و به درد بخور نیست :پس چیست؟استاد،فکر اینجاش را هم کرده است. او این سه تا بعد عشق را ردیف کرده و برای تمام رابطه هایی که یکی یا دو تا از این ابعاد را ندارند اسم گذاشته است.۸ تا بخش بعدی را که بخوانید دستتان می اید.

بی عشقی:

مولوی می فرماید:«درد بی عشقی علاجش آتش است»بی عشقی یعنی اینکه طرف کلا توهم عشق دارد :یعنی نه با طرف مقابل اش صمیمی است :نه به او کششی دارد و نه می خواهد به پایش بنشیند :اگر هم چیزی از تعهد و صمیمیت در این بشر وجود دارد آن قدر کم است که به حساب نمی آید.استرنبرگ حتی فکر اینجاش را هم کرده و اسم این حس باری به هر جهت را گذاشته است«بی عشقی»

دوستی:

حتما معلم انگلیسی شما هم تذکر داده که like با love فرق دارد اما برای خیلی از ما انگار دوستی با عشق فرقی برایمان ندارد .یادمان باشد که ما عاشق دوست هایمان نیستیم.زن ما عاشق دوست هایش نیست،شوهر ما عاشق دوست هایش نیست.از کجا معلوم؟از همین مولفه های عشق.در دوستی چیزی که زیاد است صمیمیت .دوست های ما بیشتر سنگ صبور ما هستند و به حرف های ما گوش می دهند و ما هم به حرف های آنها گوش می دهیم .ما با آنها احساس نزدیکی می کنیم اما چیزی که این حس را از عشق جدا می کند دو مولفه دیگر است.الزامی ندارد که ما برای همیشه با یک نفر دوست باقی بمانیم .شرایط کاری،ازدواج،نقل مکان و حتی اختلافات ،ممکن است ما را از هم جدا کند اما وفاداری یکی از ستون های انکار نشدنی عشق است.

بوالهوسی:

تفاوت این حس با عشق خیلی تابلو است و می شود گفت خیلی هم ربطی به عشق ندارد .می شود اسم این حس را گذاشت«هوس»خالی.در این نوع رابطه ،دو طرف فقط به خاطر جذابیت جسمانی به هم متمایل شده اند .نه قرار است کسی به پای کسی بنشیند (وفاداری)و نه احساس نزدیکی عاطفی وجود دارد (صمیمیت)هوس است دیگر نه؟

رمانتیک بازی:

در این نوع از عشق،هر دو طرف به شدت به هم علاقه دارند و با هم احساس نزدیکی می کنند و هم دوست دارند هرچه زودتر به وصال جسمانی برسند .اما شعله عشقشان بعد از ازدواج ،چندی پیش نمی پاید .یعنی چیزی که این وسط وجود ندارد وفاداری و تعهد است!دو طرف با یک نگاه عاشق می شوند و با یک دعوا به رابطه پایان می دهند و طلاق.

همخانگی ،بدون عشق:

این هم از آن نوع حس هاست.یعنی اینکه ۲نفر تا آخر عمر به پای هم بسوزند و بسازند(تعهد)ولی نه صمیمیتی میانشان باشد و نه کششی.یک جور احساس بس روح که هیچ جور نمی توان اسم عشق را روی آن گذاشت.کلا بهتر بود اسمش را می گذاشتند همخانگی احمقانه.عجیب است که کسانی بتوانند با این حس زندگی مشترکشان را شروع کنند.

فقط همنشینی:

این دیگر همان حسی است که به ان می گویند عشق افلاطونی،یعنی اینکه صمیمیت هست .وفاداری هم هست اما تمایل جسمی این وسط چندان کاره ای نیست.می گویند زوج ها اول ازدواج شان با حس رمانتیک شروع می کنند و کم کم به عشق همنشینانه می رسند.حتماتحقیق کرده اند دیگر؟!

حماقت به جای عشق:

انگار نظریه پردازهای آن ور آبی همان موقع که ما اسم حماقت را روی یکی از حس های بالا می گذاشتیم صدای ما را شنیده اند.بله دیگر باید احمقانه باشد وقتی که به یک نفر فقط میل جسمی داشته باشی و به خاطر آن بخواهی ازدواج کنی و تا آخر عمرت  پای او بنشینی ،واقعا اسمی جز حماقت می توان روی آن گذاشت ؟در این مورد دیگر صمیمیت عاطفی وجود ندارد .خیلی کم پیش می اید که دو طرف پای حرف دل هم بنشینند و از دهان یکی شان یک«دوستت دارم »خشک و خالی بیرون بیاید.

عشق تمام عیار:

این است ،عشق کامل این است.وقتی که دو تادسته گل نوشکفته عشقشان روی سه پایه محکم شده باشد.در عشق کامل و واقعی که می تواند پایه محکمی برای یک ازدواج سالم باشد.هر سه جنبه وجود دارد.یعنی دو طرف هم نسبت به هم علاقه عاطفی دارند،هم احساس صمیمیت می کنند و طرفشان را دوست دارندو هم احساس می کنند که نسبت به طرفشان تعهد دارند .یعنی رفتارهایشان نشان از وفاداری و«به پایت خواهم نشست»دارد و جذابیت جسمی طرف برایشان مطرح است.عشق تمام عیار یک مثلث است که همه ضلع هایش سر جای خودشان هستند و البته همه ضلع ها با هم برابرند! 

|+| نوشته شده توسط lili در چهارشنبه دوم مرداد 1387  |
 
دختران فرهیخته،پسران پر ریخته!

  • پسر و دختر جوانی در خیابان،مهمانی ،مغازه و یا دانشگاه با هم آشنا می شوند.
  • پسر به دختر نزدیک می شود و برای آشنایی بیشتر ،ابراز علاقه میکند.
  • معمولا پسر نان خور پدر است و دختر در پی انتخاب شوهر.
  • پس از گذشت چندی از آشنایی اولیه با پیشنهاد دختر،نامزدی صورت می گیرد.
  • اغلب والدین دو طرف هیچ سابقه آشنایی ندارند و خیلی هم با ازدواج نا به هنگام فرزندانشان موافق نیستند.
  • متاسفانه در جنگ اصرار بچه ها و افکار بزرگ تر ها،نتیجه به مغلوب شدن ستیز به نفع لبه های تیز تمام می شود و عقد و عروسی به فاصله کمی از هم اتفاق می افتد.
  • دخترها ،عموما امروزی می اندیشند و اکثرا هم تحصیلات دانشگاهی و شغل در آمد زایی دارند و پسرهای مورد نظر یا بیکارند،یا کم سواد و یا هر دو و عمدتا در خانه پدری تاخت و تاز می کنند .
  • از دیگر ویژگی ها،مداخلات پدر و مادرهای هر دو طرف دز امور ازدواج نورس و نارس است.

مداخلات درباره تعیین مهریه،محل زندگی مشترک ،اشتغال به کار دختر و ادامه تحصیلات او دور می زند.

نهایتا پسر پر ریخته در این گود زنبورک خانه تنها می ماند و بعد از سر کوفت هایی که از همه طرف به گوش او می رسد،تصمیم می گیرد یکی از اقدامات زیر را عملی کند:

الف:به پیشنهاد پدر و مادرش دختر را طلاق دهد.

ب:به دستور پدرو مادر دختر،مهریه و نفقه و اجرت المثل دختر را بپردازد.

ج:دچار سو ظن، بدگمانی،وسوسه،وسواس ،نگرانی و فقر و مانند اینها می شود.

د:و نهایتا کار را از مسیرهای سازندگی به مجراهای سوزندگی بکشاند که نهایت آن طلاق است و بد دهنی ،دست بزن و خدای نکرده.....

در هر صورت پیشنهادهای زیر به عنوان راه های پیشگیری و پیگیری مطرح است:

پیشنهاد هایی برای جلوگیری :

ارتقای سطح آگاهی همگان به ویژه پدر و مادر ها و فرزندان آنها نسبت به حکمت زوجیت و احکام ازدواج با توجه به زمان فرادوهزار و مکان ایران.

آماده سازی فرزندان برای مسئولیت پذیری جهت تشکیل خانواده و تکفل عائله.

تحول به روز شدن از نظام های سنتی و صنعتی به نظام فرانو.

قبول اینکه ازدواج ها دیگر نمی تواند رقابتی باشد،بلکه باید رفاقتی باشد،یعنی دختر و پسر با هم درس بخوانند ،با هم کار کنند،با هم در مخارج خانواده شریک باشند و از مهریه های سنگین برای دختر و تدارک جهیزیه سنگین متقابل آن بپرهیزند.

در هر صورت برای شروع ،ادامه و حتی فرزند آوری و خدای نکرده جدایی با مشاور اهل نظر مشورت کنند و از مداخله عمه و خاله و مانند اینها احتراز کنند.

پیشنهاد هایی برای آنان که گرفتار آمده اند:

قبول کنیم که علاوه بر همت ،قسمت هم حرف هایی بریا زدن دارد.

بپذیریم که ممکن است در اختلافات حاصله ما هم سهم داشته باشیم.

بیاییم به جای عمده کردن اختلاف و انحلال ازدواج به تجزیه تفاوت ها و تحلیل مسائل بپردازیم .

حتما بپذیری که آقایی مرد و خانمی زن در حل و فصل مسائل است نه در داد و بیداد کردن و به دیوار کوبیدن و مانند اینها .

از لطف خدا غافل نباشیم و قوانین هستی را فراموش نکنیم که اگر ما با هستی برخورد مثبت داشته باشیم هستی هم با ما مثبت مآبانه رفتار می کند.

باید قبول کنیم که قاعده عدل بر کل هستی ساری و جاری است.«هر عملی عکس العملی است دیر یا زود»

  

|+| نوشته شده توسط lili در سه شنبه یکم مرداد 1387  |
 

موز بخورید لاغر شوید

موز به علت دارا بودن قند زیاد برای مبتلایان به مرض قند مضر است و نباید در خوردن آن افراط کرد.موز به دلیل داشتن پتاسیم زیاد،ضد سرطان بوده و غذای خوبی برای ماهیچه ها می باشد.موز ملین بوده و در درمان اسهال،ضعف بدن و تامین رشد و تعادل سیستم اعصاب مفید است.برای درمان ضعف بدن،می توان موز را با عسل مصرف کرد.موز خون ساز است،بنابراین توصیه می شود ،اشخاص لاغر و کم خون موز بخورند.همچنین تقویت کننده معده و درمان کننده زخم معده و روده است.گرد موز داروی خوبی برای پایین آوردن کلسترول است.شیره گل های موز درمان کننده اسهال خونی و جوشانده آن اثر قطع خونریزی دارد.موز انرژی زیادی دارد و به علت نرم بودن آن غذای خوبی برای کودکان و اشخاص مسن می باشد.

اما از طرفی موز نفاخ است و زیاد خوردن آن خصوصا در افراد سرد مزاج ،تولید گاز معده می کند.برای رفع این عارضه باید پس از خوردن آن،کمی نمک مصرف کرد.

 

برای کنترل هیجان پیاده روی کنید

پیاده روی همراه با تنفس عمیق در کنترل هیجان های عصبی موثر است.هیجان های عصبی منفی به ویژه خشم و اضطراب ،تنفس را بد و سطحی می کند که با کنترل این هیجان ها سلامتی و طول عمر حفظ می شود.

خوشبختانه تنفس عمیق و صحیح عاملی بازدارنده برای خشم و هیجان است و کشیدن چند نفس عمیق در موقع عصبانیت موجب فروکش شدن خشم می شود.

همچنین پیاده روی همراه با تنفس عمیق همواره یکی از راه های کسب آرامش بوده است .به طور کلی مهمترین تاثیر تنفس عمیق،کاهش فشار های روحی است،زیرا با تنفس عمیق به لایه های عمیق تر مغز و منشا فکر دست می یابیم و این امر باعث بهتر و عمیق تر شدن فکر شده و تمرکز حواس افزایش می یابد.

 

|+| نوشته شده توسط lili در سه شنبه یکم مرداد 1387  |
 

دعاي يك زن:

 

خدايا، از تو خردمندي مي‌خواهم تا همسرم را درك كنم،

.

عشق مي‌خواهم تا او را ببخشم،

.

بردباري مي‌خواهم تا شرايطش را بپذيرم،

.

ولیکن از تو قدرت نمی خواهم،

.

زیرا در آنصورت :

.

.

او را آنقدر مي‌زنم تا بميرد.

|+| نوشته شده توسط lili در پنجشنبه ششم تیر 1387  |
 
 
بالا